کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

همسری مهربان و پسری از جنس پدر :)

این روزا شدیدا در گیر خونه تکونی عیدم :(  وای خدای من کی تموم میشه ......  کیارش عزیزم  این روزا نمی دونم چرا خیلی بهونه گیری می کنی جوجو   یه دستم تو نظافت خونه هست و یه دستم هم آروم کردن شما      ولی هیچ اثری نداشت و شما همچنان  !!!!!! و من   یه جورایی حس میکردم میخواستی جلب توجه کنی     دیدم اینطوریا نمیشه .... کلی کار مونده رو دستم   دست به دامن مامان جونم شدم که الهی فداش بشم      دو روز زحمت نگه داشتن جوجو و دادم به مامان جونو بابا جونم که عاشقشونم .... بعدش بازم دیدم دست تنها نمیشه کار کل خونه ر...
20 اسفند 1391

تقدیم به عشقم...پسرم....عمرم....نفسم....کیارشم

چشماى بسته ى تو رو با بوسه بازش ميكنم قلب شكسته ى تو رو خودم نوازش ميكنم نميذارم تنگ غروب دلت بگيره از كسى تا وقتى من كنارتم به هرچى ميخواى ميرسى خودم بغل ميگيرمت پر ميشم از عطر تنت كاشكى تو هم بفهمى كه ميميرم از نبودنت خودم براى تو شبا بهونه هات و ميشمرم جاى تو گريه ميكنم جاى تو غصه ميخورم هرچى كه دوست دارى بگو حرفاى قلبتو بزن دلخوشيهات مال خودت درد دلات براى من من واسه داشتن تو قيد يه دنيا رو زدم كاشكى ازم چيزى بخواى تا به تو دنيام و بدم خودم بقل ميگيرمت پر ميشم از عطر تنت كاشكى تو هم بفهمى كه ميميرم از نبودنت خودم براى تو شبا بهونه هات و ميشمرم جاى...
7 اسفند 1391

یه خبر تازه.........

دیشب جوجه وقتی 1 سال و 22 روزش بود................................ یعنی در تاریخ 91/12/2 ساعت 11 شب................................... خود_خودش .... به تنهایی.... تونست..................................... به مدت 5 دقیقه سر پا بایسته    نمی دونی پسرم منو بابایی با دیدناین صحنه چه ذوقی کردیم ! تو هم با  دیدن ما اولش اینجوری بودی ...   و منو بابایی  و تو  و منو بابایی  و باز هم تو    و باز هم منو بابایی و بعدش تو  و باز هم منو بابایی  و نهایتا تو کوتاه اومدی و  با دس دسی کردن مداومت ما رو همراهی کرد...
3 اسفند 1391

جشن تولد کفشدوزکی عشقم

      تو آمدی و عمیق ترین نگاه را از میان چشمان دریایی ات به وصال قلبم نشاندی   الهی جاده زندگیت هموار ... آسمان چشمانت صاف ... و دریای دلت همیشه آرام و زلال باشد  و هیچ وقت از دنیا خسته نباشی     کیارش عزیزم تمام لحظه های عمر منو بابایی بدرقه نفس کشیدن توست! به دنبال کوچکترین فرصت بودیم  تا بزرگترین تبریک را نثار قلب مهربانت کنیم... "       ورق خوردن برگ سبز دیگری از زندگی ات را تبریک میگوییم!تولدت آذین زندگیمان باد             بالاخره تموم شد....  چند...
15 بهمن 1391
32842 0 21 ادامه مطلب

امروز یه کار ضروری دارم...

کیارش نازنینم .... گل روی زمینم.... دستان کوچکت                       لبخند مهربانت                                            روی ماهت                                                            آوای دلنشین صدایت                       &...
3 بهمن 1391

هی دنیا من دارم یک ساله می شم!

یاد گرفتم بخندم و گریه کنم ... سپس نشسته و بایستم ... و حالا حتی می تونم راه برم اگه دست های کوچولوم رو بگیرید... اما شروع هر کاری زیباست....     "هی دنیا من دارم یک ساله می شم"     عزیزکم.... امیدوارم همیشه لبخند بر لبانت جاری باشد تا بهار قلب من و بابایی  هرگز نمیرد.  روزها دارن از پی هم سپری میشن و تو رفته رفته داری بزرگ و بزرگتر و شیرین و شیرین تر از روزای قبلی مشی!  کم کم داریم به تولد توی نیم وجبی نزدیک میشیم....  یه ماهی هستش که با عشقم مشغول آماده کردن تدارکات تولدت  هستیم...     &...
25 دی 1391

سومین دندون پسر گلم

آدم باید یه "تو "داشته باشه که هر وقت دلش از این دنیا و آدماش گرفت ، بگه : بیخیال خوبه که "تو" هستی پس بیخیال ، خوبه که "تو "هستی کیارش عزیزم.... گل پسری تو آخرای 10 ماهگیت بودی که باز دیدم داری کج خلقی می کنی...  کلی کلنجار رفتم تا اینکه بعد 2-3 روز دیدم ای دل غااااافل......    فرشته دندون دوباره مهمون خونمون شده جینقیلی من داره از لثه بالاییش یه دندون دیگه در میاره    الهی مامانی قربون پسملش بشه.... عزیزکم دیگه داری بزرگ میشی.... مرد میشی..... اين روزها عجيــب وابسته شدی به آقای پــــــدر .... به محــض دیدن صورت گرم و مهربونش ، چنان دست و پا میزنی ، برایش می خندی و دلبری می کنی...
19 آذر 1391

مامانت واست حرفایی داره که به درد روزهای عاشقیت میخوره....

پســـرم! پسر خوبم... میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی.... میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری! این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! که تو حاصل عشقی پســ ـرم.... مامانت برای تو حرف هایی داره..... حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره..... عزیزدلم! یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست. روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!" و اون میزنه زیر گریه.... زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم... موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری... ب...
13 آذر 1391